احضارنامه در دو نسخه تنظیم میگردد و هر دو نسخه به مأمور ابلاغ تسلیم میشود. مأمور ابلاغ یک نسخه از آن را به امضاء متهم رسانیده و یک نسخه دیگر را به او تسلیم میکند. نسخه امضاء شده با ذکر تاریخ ابلاغ به مرجع احضار کننده اعاده میشود. ابلاغ احضاریه توسط مأموران ابلاغ بدون استفاده از لباس رسمی و یا ارائه کارت شناسایی انجام میشود. همچنین در احضاریه نام و نام خانوادگی احضار شونده، تاریخ، ساعت، محل حضور، علت احضار و نتیجه عدم حضور قید میشود و به امضای مقام قضایی میرسد. شایان ذکر است که در ماده 113 قانون آ.د.ک سابق راجع به امضای احضاریه مطلبی عنوان نشده بود و رویه قضایی براین منوال بود که قاضی کتباً دستور احضار متهم را در پرونده صادر میکرد و مدیر دفتر بر مبنای آن، احضاریه را امضاء و ارسال مینمود و لیکن چنین به نظر میرسد. که قانونگذار مایل به ادامه چنین رویهای نیست لذا امضای قاضی را در ذیل احضارنامه ضروری دانسته است. تغییر دیگری که در دو ماده مذکور به چشم میخورد ذکر ساعت حضور است. با توجه به این مطلب که تحقیقات مقدماتی به جز در موارد استثنایی، انفرادی است و لزومی به احضار طرفین دعوی به صورت هم زمان نیست مضافاً این که به موجب ماده 171 همین قانون، فاصله میان ابلاغ اوراق احضاریه و زمان حضور نزد بازپرس نباید کمتر از پنج روز باشد، ذکر «ساعت حضور» امری زاید به نظر میرسد مگر ان که که چنین تفسیر کنیم که «ساعت حضور» فقط برای زمانی است که قاضی قصد مواجهه داشته باشد و یا مراجعه اشخاص را بر حسب ساعت تنظیم کرده باشد[3].
توجه به این نکته ضروری است که قید جمله «نتیجه عدم حضور. » بسیار ضروری است زیرا شخص احضار شده بایستی از تبعات عدم حضور خود مطلع شود. اگر چه بقیه موارد مندرج در ماده 170 الزامی است اما ذکر این جمله چون به محدودیت آزادی اشخاص منجر میشود اهمیت بیشتری مییابد. در جرائمی که به تشخیص بازپرس، حیثیت اجتماعی، عفت یا امنیت عمومی اقتضاء کند. علت احضار ذکر نمیشود، اما متهم میتواند برای اطلاع از علت حضور به دفتر مرجع قضایی مراجعه کند[4].
و دانلود متن کامل : پایان نامه جایگاه حقوق متهم در قانون آیین دادرسی کیفری جدید
قانونگذار در شرایط خاصی، برگ جلب سیار را تجویز کرده است. صدور این برگ در صورتی است که متواری بودن متهم به نظر بازپرس محرز باشد. در برگ جلب باید مدت اعتبار آن تعیین شود تا هر جا ضابطان او را یافتند جلب و نزد بازپرس حاضر کنند. چنانچه جلب متهم به هر علت در مدت تعیین شده میسر نشود، ضابطان مکلفند عدم جلب متهم را گزارش کنند در صورت ضرورت، بازپرس میتواند برگ جلب را برای مدت معین در اختیار شاکی قرار دهد تا با معرفی او، ضابطان حوزه قضایی مربوط، متهم را جلب کند و تحویل دهند. این مقرره چون با حیثیت اشخاص مرتبط است مخالف مبانی اخلاقی است. زیرا ممکن است شاکی با ارائه این برگ جلب به دیگران، آبروی اشخاص را در معرض تضییع قرار دهد. چنانچه متهم در منزل یا محل کار خود یا دیگری مخفی شده باشد ضابطان باید حکم ورود به آن محل را از مقام قضایی اخذ کنند. اگر چه در عمل این موضوع در نظر گرفته میشد اما تصریح آن از خودکامگیهای احتمالی جلوگیری میکند. ضابطان دادگستری مکلفند متهم جلب شده را بلافاصله نزد بازپرس بیاورند و در صورت عدم دسترسی به بازپرس یا مقام قضایی جانشین، در اولین وقت اداری، متهم را نزد او حاضر کنند. در صورت تأخیر از تحویل فوری متهم، باید علت آن و مدت زمان نگهداری در پرونده درج شود. به هر حال مدت نگهداری متهم یا تحویل وی به بازپرس یا قاضی کشیک نباید بیش از 24 ساعت باشد. قانونگذار در تبصره ماده 185، حقوقی که متهم هنگام جلب در نزد ضابطین دارد در مواردی که جلب به دستور مقام قضایی صورت گرفته است لازمالرعایه دانسته است و این تآکید دلالت بر حساسیت قانونگذار به حقوق متهم است. در ایام تعطیل متوالی، به منظور جلوگیری از بازداشت بیمورد متهم، چنانچه متهم جلب شدهای را به قاضی کشیک معرفی کنند وی بایستی پرونده متهم جلب شده را با تنظیم صورتمجلس از شعبه بازپرسی خارج و تصمیم مقتضی اتخاذ نماید و در نخستین روز پس از تعطیلی پرونده را با شرح اقدامات به شعبه مذکور اعاده کند.[8]
یکی از اصولی که بر تحقیقات مقدماتی استوار است سرعت در انجام آن است. در همین راستا و برای جلوگیری از معطل ماندن پرونده، چنانچه شخصی که دستور احضار یا جلب او داده شده به علت بیماری، کهولت سن یا معاذیری که بازپرس موجه تشخیص میدهد، نتواند نزد بازپرس حاضر شود، در صورت اهمیت و فوریت امر کیفری و امکان انجام کار تحقیقات، بازپرس نزد او میرود و تحقیقات لازم را به عمل میآورد.
[4]- خالقی، علی، همان
[5]- درمزاری، محمد رضا زمانی، وکالت در اسناد حقوق بین الملل بشر و نظام حقوقی ایران، موسسه حقوقی و بین المللی زمانی و مدرسه مجازی حقوق،(دوره های آموزشی تخصصی حقوق بشر) ، 1393، ص23
[7]- مؤتمنی طباطبایی، منوچهر، آزادیهای عمومی و حقوق بشر، انتشارات دانشگاه تهران، 1378، ص45
[8]- خالقی، علی، منبع پیشین، ص 194
مبنای اساسی نظریه های که توسط جنبش فمینیسم یا طرفداران آن مطرح می شود را با نابرابری جنسیتی، ستم جنسی و تفاوتهای جنسیتی تشکیل می داد. به طوریکه در جرم شناسی فمینیستی 3 پیش فرض اصلی این بود که ن از نظر ساختاری در جامعه در وضعیت نامساعد و نامطلوب قرار دارند و این به خاطر سلطه تاریخی مردان در همه ابعاد جرم شناسی است. تاکید اصلی بر نابرابری جنسی و توجه به انواع خاصی از جرایم است که بر علیه ن صرفاً به خاطر زن بودنشان ارتکاب می یابند، مانند: خشونت ، بخش عمده جرم شناسی فمینیستی هم در صدد آشکار کردن زوایای پنهان خشونت علیه ن است. جرم شناسی فمینیستی سعی کرد از آمیختگی جنسی از اصول مبارزاتی جنبش از اصول مبارزاتی جنبش های فمینیستی این بود که ضمن جستن از ره آوردهای مثبت تجدد و مدرنیته، جوانب مردسالار مدرنیسم را به نقد بکشند. بنابراین می بینیم که فارغ از شکل و نوع جهان بینی جوامع آن چنانکه در درجه نخست برای این حرکت مهم است توجه به نقش فراموش شده ن است.
اصالت دادن به انسانیت افراد بدون توجه به جنسیت او از اهداف هم آنان بود[1]. جرم شناسی فمینیستی تاکید روی این مساله دارد که متغیر جنسیت باید به عنوان یک متغیر اساسی در مطالعه پدیده بزهکاری مد نظر قرار گیرد. جنبش مورد بحث در عرصه جرم شناسی هم مثل سایر عرصه ها با تنوع و تشت آرا مواجه است. به گونه ای که متناسب با مکاتب و عقایدی که در این عرصه وجود داشت هر کدام با نحوی سعی می کند پدیده بزهکاری ن را توجیه نمایند.
و دانلود فایل پایان نامه ارشد : ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری ن با فرمت ورد (DOC)
1-فمینیسم لیبرال: از نظر آن ها مهم ترین عنصر در جامعه خود می باشد و رعایت حقوق او نیز مهمترین عنصر اصل اجتماع است. به خاطر تسلط مردان در تمام عرصه ها شاهد نوعی نژادپرستی در عرصه جنسیت هستیم. به همین دلیل مبارزه با جنس گرایی، همچنین برخورداری ن از حقوق برابر و افزایش فرصتهای ن در جامعه از مهم ترین خواسته آنهاست.
2-فمینیسم مارکسیستی: آنها به حقوق سنتی ن توجه نمی کنند. بلکه بیشتر توجهشان روی موقعیت اجتماعی ن بود. آنها سعی می کردند این جایگاه را براساس مضمون کار با دستمزد و کار بدون دستمزد ارزیابی کنند. از نظر آنان کار خانگی که ن عمدتاً مشغول آن هستند کاری است بی مزد و گونه ای از استثمار و بهره کشی مردانه است. در جامعه اگر ن دارای شغل هستند بیشتر به مشاغل با دستمزد پایین مشغولند. مردان چون ابزار تولید را در اختیار دارند و در نتیجه در روند تقسیم کار خواسته های خود را به ن تسهیل می کنند. آن ها فرودست بودن ن را به خاطر عدم ان ها به ابزار تولید می دانند. این گرایش رفتار بزهکارانه را به تضاد میان در جنس مربوط می داند که در اثر نابرابری اقتصادی پدید آمده است[2].
3-فمینیسم رادیکال: به نظر آنان نفوذ روابط مرد سالارانه در تمام ابعاد زندگی مردان که از آن به عنوان رنجهایی که ن متحمل می شوند یاد می کنند، باعث شده است که ن زیر ستم جنس مردان درآمده طبقه ای سرکوب شده لقب گیرند.
4-فمینسیم سوسیالیستی: این جریان تاثر از گرایش رادیکال بوده و سعی می کرد ایرادات و انتقادات وارد برآن را مطرح سازد از نظر آنها ن هم در قلمرو خصوصی و هم در محیط اجتماعی مورد استثمار و بهره کشی مردان بوده اند. از نظر آنها فرآیندی که جوامع غربی طی کرده است. ماحصلش تبدیل شدن زن به متاعی بوده است که تنها برای داد وستد بکار می رود. این رویکرد بر اجتماعی شدن ن و مشارکت آنها در جامعه و نهادهای تاثیر گذار آن تاکید داشتند. از نظر آنها ن در حوزه زندگی خصوصی و عمومی مورد بهره کشی مردان بوده اند. در عصر حاضر و در جوامع سرمایه داری هم بهره برداری از جسم ن امری رایج شده است. از نظر آنها باید با ایجاد تغییرات بنیادی به نحوی که بتواند کنترل جسم و کارکردهای تولید گرایانه خود را حفظ کند این مساله مقابله کرد.
[1]-همان ص 98
[2]- همان ص 100
گسترش اینترنت و بالا رفتن سرعت تبادل اطلاعات امکانات جدیدی
کیفیت کارها بالاتر رفته و هزینه ها هم کاهش چشم گیری داشته اند.
«اصل بیستم مقرر میداره که زن و مرد به طور برابر مورد ساپورت قانون قرار دارن. این جمله به معنی حقوق برابر داشتن یعنی برابری و مساوات نیس. چه به نظر بعضی از فقهاء و متخصصین حقوق اسلامی، زن و مرد مسلمون از حقوق برابری برخوردار نیستن. پس میتوان بر این باور بود که نویسندگان قانون اساسی بر تساوی حقوق زن و مرد معتقد نبوده به جای «تساوی حقوق » قائل به «موازنه حقوق» بین زن و مرد هستن و بر این اعتقاداند که ضرورتی نداره که هرحقی که مرد از آن برخورداره مثل به زن هم داده شه بلکه باید درعوض هر حقی که مرد داره، حقی هم واسه زن قائل شد مثل اینکه زن نمیتونه از هم بستر شدن با شوهرش دوری ورزد و رابطه شویی در هر زمان جزء حقوق شوهره و در قبال اینجور حقی که به شوهر داده شده باید ایشون نفقه همسرش رو بده و یعنی زن حق نفقه داره و با این ترتیب دو حق در برابرهم قرار میگیرند که یکی واسه شوهر و دیگری واسه زنه و به این گونه س که تساوی برقرار میگیرد».[۵]
ساپورت برابر از زن و مرد در برابر قانون وقتی معنی واقعی خود رو مییابد که قوانین عادی و موضوعه، بی عدالتیآمیز و ناعادلانه نبوده و زن و مرد رو از حقوقی مساوی برخوردار کرده باشن و وگرنه ساپورت برابر خود یه جور بی عدالتی و ظلم به حساب میآید، چون که بین «ساپورت برابر در برابر قانون » با «برخورداری از حقوق برابر در برابر قانون » فرق ظریف و آشکاری هست. مثلا اگه زنی به قتل برسه، اولیاء دم چه زن و چه مرد حق شکایت از قاتل رو دارن (حق برابر) اما قصاص قاتل به شرط پرداخت نصف دیه قاتل از طرف اولیاء دمه .
1- بوجود آوردن فضاهای سبز
3- دور بودن از راهها و خیابانهای پر ترافیک، فرودگاه، کارخانه و هر منبع تولید سر و صدا و بوهای ناراحت کننده.
4- کنترل سر و صدا: طراحی ساختمان میتواند به نحوی باشد تا عملکردهای پر سر و صدا را موجب میشود. برآمدگی زمین، موانع پوشیده با مصالح بنایی و با دیوارهای حجیم و غیر قابل نفوذ در مقابل امواج صدا بهترین محافظ را ایجاد میکند. طرح معماری میتواند طوری باشد که جهت دادن به امواج صوت ورود صدا را محدود نماید. این خاصیت میتواند با شکل دادن به دیوارها، شیبها و تقاطع ساختمان ایجاد شود.
احترام به خانواده: خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که ارتباط هایی با اعضاء خود و با جهان خارج دارد . هر یک از این ارتباطها ، نیازمند فضایی مناسب برای فعالیت های فردی و جمعی است که در مسکن رخ می دهد . رابطه این فضاها با یکدیگر و با فضای خارج و تناسبات آنها با ویژگی ها و مختصات و اهدافی که برای خانواده مطرح است و همچنین تناسب آن با فعالیتهای مرتبط ، موضوعاتی هستند که توجه طراحان را طلب می نماید . بنابراین مسکن مناسب ، شرایط مناسب رابرای زیست ساکنین خویش به عنوان یک واحد بنیادین اجتماعی (خانواده ) فراهم می نماید . معماران باید با در نظر گرفتن خواستههای خانواده در فضا، محل مناسب آن را بوجود آورند. به عنوان مثال یک آشپزخانه خوب طراحی شده و مجهز با استفاده حداکثر از فضا در ایجاد رضایت ساکنین بسیار مؤثر است. همچنین طراحی مناسب سرویسها منطبق با فرهنگ و یا آداب شستشوی خانوادههای ایرانی و یا ایجاد قفسه و کمدهای مناسب در نقاط مختلف خانه بسیار اهمیت دارد. طراحی بالکن نیز باید مورد دقت قرار گیرند که در محل مناسب و با ابعاد قابل استفاده ارائه گردد.
احترام به حقوق دیگران : مرعی داشتن حقوق سایر آحاد جامعه از جمله همسایگان تأثیری بسزا در شکلگیری مسکن مطلوب و ارتباطهای مساکن مطلوب بت یکدیگر خواهد داشت . این به آن معناست که مساکن مطلوب در عین حالی که امکان ارتباط مناسب بین افراد خانواده فراهم می آورند از بروز مزاحمت های بصری ، صوتی ، روانی و امثال آن پیشگیری می کنند.
خلوت : خلوت مسکن از ویژگی هایی است که به همراه سایر موارد فوق الاشاره از ضروریات یک محیط مناسب برای زیست انسان به شمار می رود . اگر ارتباط انسان با جهان هستی را به روابط چهارگانه ارتباط با محیطهای طبیعی و مصنوع و جامعه و خویشتن تقسیم کنیم ، وجود خلوت در محیط زندگی ، یکی از مهمترین ویژگیهای کیفی محیط است که می تواند به ایجاد زمینه مناسب ” رابطه انسان با خویش ” بیانجامد . علاوه بر آن ، آسایش خانواده و فراهم آمدن امکان ارتباط مناسب اعضای آن با یگدیگر و حتی با سایر نزدیکان ، نیازمند خلوت مسکن است . بنابراین می توان خلوت را ویژگی خاصی از مسکن دانست که به تناسب نیاز فرد یا افراد و همچنین در رابطه با هر فعالیتی ، معنای خاص خود را خواهد داشت . برای مثال فضای خلوت مورد نیاز برای عبادت با خلوت مورد نیاز برای برپایی محافل دوستانه و خانوادگی و یا مطالعه متفاوت خواهند بود.
«سرپناه مناسب تنها به معنای وجود یک سقف بالای سر هر شخص نیست، سرپناه مناسب یعنی آسایش مناسب، فضای مناسب، دسترسی فیزیکی و امنیت مناسب، امنیت مالکیت، پایداری و دوام سازهای. روشنایی، تهویه، سیستم گرمایی مناسب، زیرساختهای اولیه از قبیل آبرسانی مناسب، بهداشت و آموزش، دفع زباله، کیفیت مناسب زیست محیطی عوامل بهداشتی مناسب، مکان مناسب و قابل دسترس از نظر کار و تسهیلات اولیه که همه این موارد باید با توجه به استطاعت مردم تأمین شود.» خانه با مطرح شدن به عنوان پیکرهای معمارانه در محیط هویت ما را محرز کرده و امنیت را بر ما ارزانی میدارد؛ و سرانجام هنگام پای نهادن به آن به آسایش دست مییابیم. در خانه چیزهایی را مییابیم که بر آنها وقوف داشته و گرامیشان میداریم. ما آنها را با خود از بیرون آورده و به خاطر آنکه بخشی از جهان ما را میسازند در کنارشان به زندگی میپردازیم. هنگام تحقق بخشیدن به ست خصوصی، به آزمون آنچه «آرامش داخلی» خوانده شده میپردازیم.
اپسون[2] مفهوم زنجیره عرضه سبز را شامل فرضیات: طراحی سبز، سبز، فرایند تولید سبز، محصول سبز، بازاریابی سبز، مصرف کننده سبز و فرایند بازیافت سبز می داند، که به طور جدا ناپذیری به هم مربوط شده اند و بدون هر کدام از این قسمت ها عدم قابلیت بوجود می آید. (Epson Taiwan, 2010). همچنین در بعضی از مقالات برای مدیریت زنجیره تامین سبز شش بعد در نظر گرفته شده است: تولید و بسته بندی سبز، سهم محیطی، بازاریابی سبز، تامین کنندگان سبز، ذخیره سازی سبز، طراحی اقتصادی سبز. نتایج نشان داده اند که گروههای مبتنی بر بازاریابی سبز، در صنعت الکترونیک تایوان به بهترین شکل عمل کرده اند. بر مبنای دیدگاه مبتنی بر منابع، توانایی گروههای بازاریابی سبز برای گرد آوری منابع، در رقابت با حریفان منجر به موفقیت می گردد (چانگ[3] و همکاران، 2010).
لینک و دانلود پایان نامه :
مدیریت زنجیره تامین، برنامه ریزی و کنترل فعالیت های مرتبط با تجارت، معامله، و مدیریت امور پشتیبانی را انجام می دهد. از همه مهمتر، میان تامین کنندگان، عوامل و مشتریان جدید همکاری و هماهنگی برقرار می سازد. با افزایش آگاهی مشتریان و وضع قوانین دقیق تر، صنایع شروع به یکپارچه سازی عوامل زیست محیطی در سرتاسر سازمان هایشان کرده اند. بعلاوه، با ادغام فناوری های سبز در فرآیندهای طراحی، تولید، و توزیع محصولات به زنجیره های تامین حامی محیط زیست بدل شده اند. این گونه تلاش ها، منجر به سیر تکاملی مدیریت زنجیره تامین سبز شده است(گوپتا[8] و وانگ[9]،1393، ص. 22).
[1] Zhao
[2] End-of-Life Vehicle
[3] Restriction of Hazardous Substance
[4] Waste Electrical and Electronic Equipment
[5] Eco Design of Energy Using Products
[6] Registration, Evalution, Authorization, and Restriction of Chemicals
[7] Renewable Energy
[8] Gupta
[9] Wang
لینک و دانلود پایان نامه :
– فرهنگ سازمانی
اولین الگوریتمهای ارائه شده، الگوریتم شبیهسازی ذوب[۱] است. استفاده از این الگوریتم در ابتدای دهه ۹۰ بسیار رایج بود. معروفترین روش شبیهسازی ذوب توسط عثمان در سال ۱۹۹۳ توسعه یافت. عثمان در الگوریتم خود از الگوریتم ذخیره که توسط کلارک و رایت معرفی شد، برای تولید جواب های اولیه استفاده نمود. این الگوریتم جوابهای خوبی تولید میکرد ولی جوابهای بدستآمده قابل رقابت با جوابهای حاصله از روش جستجوی ممنوعه[۲] که در همان زمان ارائه شده بود نبود. الگوریتم شبیهسازی ذوب معین توسط گلدن در سال ۱۹۹۸براساس توسعه الگوریتم پیشنهاد شده توسط دوئک در سال ۱۹۹۳ که براساس روش ابتکاری مسافرت رکورد به رکورد[۳] بود، ارائه گردید. تاث و ویگو نیز اقدام به ارائه قوانین برای تعریف عملگرها در روش شبیهسازی ذوب نمودند (قصیری،۲۰۰۷) و(ظهرهوند،۲۰۱۱).
دومین نوع الگوریتمهای جستجوی جمعیت، بهینهسازی مورچگان[۶] است.در سال۲۰۰۲ ریمان اولین فرم جامع به کارگیری الگوریتم مورچگان را برای حل مسائل CVRP مطرح نمود. این الگوریتم براساس تبدیل همزمان مکانیزم ایجاد تور که در سال ۱۹۶۴ توسط کلارک و رایت معرفی شده بود به الگوریتم مورچگان رتبهدار[۷] معروف است. اولین گام این الگوریتم، با ایجاد یک لیست مقادیر جذابیت که به صورت نزولی مرتب شده است، شروع میگردد. پس از آن احتمال ملاقات گره بعد از گره بر اساس مقادیر جذابیت محاسبه میگردد. سپس هر جواب به صورت مجزا برای هر مسیر ایجاد شده توسط مورچهها، با استفاده از ۲-opt بهبود مییابد. ریمان و همکاران در سال ۲۰۰۴ با توسعه الگوریتمی که خودشان در سال ۲۰۰۲ ارائه نموده بودند، اقدام به ارائه الگوریتمی تحت عنوان D-ant نمودند. شاخصترین ویژگی این الگوریتم، مفهوم تجزیه و غلبه بود که بر اساس آن تفکیک مجموعه تورها به تعداد کوچکتر مجموعه تورها که CVRP مورد نظر را میساخت. سپس هر یک از این مجموعهها با استفاده از الگوریتم اولیه ریمان، قابل حل بود(ظهرهوند،۲۰۱۱).
[۱] Simulated Annealing
[۲] Tabu Search
[۳] Record-to-Record Travel Method
[۴] Geranular Tabu Search
[۵] Genetic Algorithm
[۶] Ant Colony
[۷] Rank-Based ACO algorithm
[۸] Neural Networks
سایت مرجع دانلود پایان نامه های کارشناسی ارشد
هاولی و دهان[۲]، ۱۹۹۶ (نقل از ضرغامیان، ۱۳۸۹) تابآوری خانواده را بدین شکل تعریف میکنند: روشی است که خانواده با بهره گرفتن از آن هنگامی که با چالش مواجه میشود قادر خواهد بود که سازگار و شکوفا شود. همان گوته که اصول سازگاری و انطباق نشان میدهد. تابآوری خانواده راههای منحصر به فرد پاسخ به شرایط نامطلوب را در سیستم خانواده گسترش میدهد. راتر [۳] (۱۹۸۷) معتقد است، تابآوری حاصل تعامل موفقیتآمیز با خطر است، به جای اینکه فرد از خطر فرار یا اجتناب کند. تابآوری خانواده نیز توانایی خانواده و اعضاء آن جهت دستیابی به سطوح بالای عملکرد را در بر میگیرد. از آنجا که اعضاء خانواده با هم در ارتباط هستند. پاسخ انطباقی یک عضو خاص جهت حفظ تعادل ممکن است که باعث تغییر در الگوهای تعاملی خانواده شود. مطابق این رویکرد انسجام و یکپارچگی خانواده خود عاملی حمایتی برای اعضاء خانواده محسوب میشود (والش، ۲۰۰۲).
دادن حمایت- اجتماعی۱ |
ارزیابی۲ |
بینش۳
شوخ طبعی۴
ارتباط معنویت۵ |
خلاقیت و انعطاف پذیری۶
تعیین حد و مرز
ارتباط۷ |
گرفتن انرژی۹
معنویت
مرحله پنجم
کمک به دیگران۱۰ |
مرحله چهارم
رشد یافتگی۱۱
|
پذیرش۱۲
بقا۱۳
عاملهای محافظتی |
منبع: (لیتز، ۲۰۰۷)
۱- Giving social support
۲- Apprisal
۴- Humor
۵- Morality/Spirituality
۶- Creativity/Flexibility
۷- Communication
۸- Exlernal & Internal social spport
۹- Taling Charge
۱۰- Helping Others
۱۱- Growing Stronger
۱۲- Acceptance
۱۳- Adaption |
مرحلهی سوم پذیرش
مرحله چهارم رشد یافتگی
[۱]- MC cubbin
[۲]- Huvli & Dohan
[۳]- Rater
[۴]- Lietz
Create a website and earn with Altervista - Disclaimer - Report Abuse
درباره این سایت